PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   پنج هم ميتونه عدد بزرگی باشه   

-          بابا شما دیگه مرد شدی بزرگ شدی باید تنها بخوابی

-          چرا تو همش به من میگی بزرگ شدم؟

-          آخه دیگه پنج سالته، بزرگ شدی

-          نه خیر، من اصلا بزرگ نشدم ببین: یک، دو، سه، چهار، پنج. تموم شد، دیدی زیاد نیست

-          بابایی پنچ هم خیلی بزرگه. ببین، میدونی من تو رو چقدر دوست دارم؟

-          دو دنیا

-          ایلیا دو دنیا خیلی زیاده  اما پنج از اون هم بیشتره. تازه ما یه دونه خدا داریم. پنج از یک هم بیشتره.

****************************************

-          چرا هی فرمون رو اینجوری اینجوری میکنی؟

-          برای اینکه تو تپه چاله نیفتم

-          تپه چاله چیه؟

-          ببین وقتی زمین مثل این بالا اومده باشه بهش میگن تپه و وقتی کنده شده مثل این (شکر خدا تو تهران برای این مورد مثال زیاد پیدا میشه) بهش میگن چاله و وقتی .

-          چرا بهش میگن چاله؟

-          خوب آخه اسمشه

-          چرا؟

-          چون به این میگن درخت

-          چرا به این میگن درخت؟...

****************************************

راستی آقا ایلیا بالاخره میکروسکوپ خرید. البته خیلی وقته خریده اما فرصت نشد بگم. چند روز پیش با ذوق فراوون اومد پیشم و در حالیکه انگشت سبابش روی شستش بود گفت: بابا بیا بریم مورچه رو زیر میکروسکوپ ببینیم.

من هر چی زدم تو سر این مورچه که آروم بتمرگه روی لام تا بتونیم به کشفیاتمون برسیم به خرج آقا مورچه نرفت، من هم چون هدفم ارتقاء دانش بود با کاتری که توی پکیج میکروسکوپ بود سر مورچه رو بریدم و بردمش زیر میکروسکوپ که دیدم اشتباها دمش قطع شده، این شد که در مرحله بعدی عمل، شکمشون رو از سر جدا کردیم و کلی زیر میکروسکوپ مورچه بینی کردیم. تا وقتی که بخوابیم هم آقا ایلیا یه چند تا مورچه دیگه رو مورد لطف و عنایت خودشون قرار دادند و با انگشتان مبارک سرشون رو کندن و الان کلی دانشمند هستن.

****************************************

 خوب کام÷یوتر خودم سوخته

 هنرنمایی عمه کوچیکه

 

 لااقل دیگه عشوه نریز

لینک