PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   تخت دوطبقه   

مامان ایلیا زنگ زد به یک سمساری و وسایل اتاق ایلیا رو حراج کرد تا عید امسال ایلیا وارد اتاق نو بشه. سمسار بنده خدا اومد تا وسایل رو ببره. بیچاره ها تا تخت ایلیا رو بلند کردند ایلیا سرشون فریاد کشید:
-  بیشعورا! تختم رو کجا می برین؟ مامان! تختم رو بردن... اِ.اِ... کمدم رو بزار پاییــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن.
- نه عمو!!! بابا مامانت میخوان بهترش رو برات بخره
- نــــــــــــــــــــــــــــــــــه، مامان فرشمونو بردن
ایلیا فریاد می کشید و مثل ابر بهار گریه می کرد.
***************************
- ایلیا ببین از کدوم تخت خوشت میاد؟
- من این دوتایی رو میخوام
- نه پسرم، این تخت دوطبقه است اما شما فقط یه نفری
- نه من اینو دوست دارم
- ببین بابا جون این تخت مال دو نفره، یکی روی تخت پایینی میخوابه و اون یکی روی تخت بالایی اما شما یه دونه ای.
- نه
- تو چند نفری؟
- دو نفر
- ببین بابا اینو دوست داری؟
(یه سرویس کامل دوطبقه که بالا تخت بود و پایینش میز کامپیوتر و تحریر و کتابخونه)
- نه من دوتایی می خوام٬ دوتایی
- باشه بابا جون هر وقت یه خواهر یا برادر داشتی اینو براتون می خریم
- آخه دارم
- کی؟
- پارسا (پسر عمه) و امیر رضا (نوه دایی من) پایین بخوابه من بالا
- خوب بهش بگو باشه تا گریه نکنه
- دروغ بگم؟ فکر می کنی یادش میره؟

خلاصه ما یه تخت آبی برای ایلیا خریدیم و قراره آخر هفته بیارنش، عمرا اگه یادش رفته باشه. من میدونم روی اون تخت نمی خوابه.
***************************
ما هر وقت از بیرون وارد خونه میشیم ایلیا میره قایم میشهو جالب اینجاست که کلا دو جا واسه قایم شدن میشناسه و با همه خستگی باید یک ربع الکی دنبالش بگردیم، آخه اگه زودتر پیداش کنیم این جوری میشه:
- خیلی کوفتی، چرا پیدام کردی، بیشعور، بی ادب، اصلا دوست ندارم
***************************


First guy (proudly): "my wife's an angel."
"second guy: you're lucky, mine's still alive...!"

***************************

عکس۳

ایلیا- فصل پاییزه

ایلیا-English

لینک