PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   خيلی چيزا خطر دارن...   

يکي از دوستان اومد منزل ما و تصميم گرفتيم براي هضم کردن شام بريم ديزين...!
من جلو نشستم و آقا ايليا هم اومدن روي پاي من نشستن. دوست بنده هم يه سيگار روشن کرد و نشست پشت فرمون و در حاليکه با اين سيگار شبانه داشت حال می کرد براي اينکه ايليا رو متقاعد کنه تا بره عقب ماشين پيش مامانش بشينه شروع کرد به سخنراني:
- ايليا خيلي مرد بزرگي شده، حالا ديگه ميدونه که اگر اين جلو بشينه پليس جريممون مي کنه، خيلي خطر داره که ايليا اينجا بشينه، ايليا خودش ميدونه که چقدر خطر داره جلو بشينه. مگه نه ايليا؟
- آره، تازه سيگار هم خيلي خطر داره

خوب دوست بنده نميتونست از سيگار شبانه به مدت سه ساعت بگذره، در نتيجه لال شد.
**********************************
ايليا خيلی کوچيک بود و نمي تونست حرف بزنه، شايد حدود يک سال يا کمتر. داشتيم با هم بازي مي کرديم که من روي زمين يه قلت به بدنم دادم و از شانس بد من، يکي از ماشيناي ايليا روي زمين بود و خلاصه با فشار اون ماشين زير کمرم يه فرياد از درد سر دادم و بعد مشغول باقي بازي با ايليا شدم. چند دقيقه بعد صحنه عجيبي ديدم، ايليا که فکر ميکرد متوجهش نيستم يه ماشين اسباب بازی گذاشت روي زمين و خيلي با احتياط روي اون دراز کشيد و يه چين کوچولو از درد به ابروهاش انداخت....
**********************************
يادمون باشه بچه ها خيلي ميفهمن.
**********************************
خوب حالا ببينم باباي قشنگم چطوره؟ آقاايليا، من ميتونم از شما خواهش کنم که يک کارتون رو بيش از هشتاد مرتبه نبيني.
من از همه عزيزاني که لطف کردن و کارتون معرفي کردن ممنونم. البته ايليا بيشتر اون کارتونا رو داشت. حالا فعلا با دو سه تا کارتون جديد مشغوليم. جيمي نوترون 1 و 2، خرس کوچولو، وارنرو و ...
**********************************
- ایلیا بابا، انگشتت رو توی بینیت نکن، بینی قشنگت بزرگ و زشت میشه
- مثل بینی تو میشه؟!
- مگه بزرگ و زشته؟
- آره، منم دوست دارم بینیم مثل بینی تو بزرگ بشه
- ...(البته بينی من اونقدا که ايليا گفت بزرگ هم نيستا)
**********************************
بايد منو ببخشيد، يه کم کارم زياد شده، يه کم هم اين ماه مبارک، جونم رو گرفته و همش تو چرتم. اميدوارم زودتر به اين حالت چيره شم. خلاصه اينکه اين بابای اسرارآميز (به قول بعضی از دوستان عزيز) نه از جيب سوراخ کسی افتاده و نه گم شده. هستم ولی خستم. اين فعل آخر هم صرفا به خاطر وزنش نوشته شد و اصلا واقعی نيست.

لینک