PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   ادبيات   

برای تشویق ایلیا به خوردن بعضی غذاهای مفید، بعد از خوردن غذا بازوم رو سفت میکنم و به ایلیا میگم ببین چقدر زورم زیاد شده! می بینی چقدر بازوم سفته؟!!
ایلیا هم استخوان آرنجش رو مياره بالا نشونم ميده و ميگه: بابا ببين چقدر زورم سفت شده...!

******************************

مهد ايليا نزديک شرکته٬ ايليا بغلم بود و سرش روی شونم. همينجور که پشتش رو نوازش ميکردم گفتم: ایلیا من خیلی دوسِت دارم
- من هم دوسِت دارم
- من دو دنیا دوسِت دارم
- من هم خیلی دوسِت دارم
- ایلیا اگه پیشم نباشی دلم برات تنگ میشه
- من هم... من هم تو اگه تنهام بزاری... برات... دوست داشته میشم

لینک