PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   وقتی مامان خونه نبود   

*دیروز مامان ایلیا خونه نبود و من و ایلیا برای چند ساعت با هم خونه بودیم و هر کاری خواستيم کرديم٬ خونه ما خیلی شبیه میدون جنگ شده.
ایلیا سرما خورده و دکتر اجازه استحمام بهش نداد ولی دیروز که مامانی نبود من و ایلی رفتیم حموم و یک ساعت آببازی کردیم و یک ساعت از ته دل خندیدیم (فقط یه بار که می خواستم سر ایلیا رو با شامپو بشورم عصبانی شد)


*امروز صبح هم ایلیا زودتر از من بیدار شد و باز هم دیر به شرکت رسیدم.

 

*تلفن:
- سلام بابايی
- سلام٬ خوبی؟ بیا خونمون
- بابا چی میخوای؟
- نوشمک بخر٬ شانسی بخر٬ لُپ لُپ بخر٬ اسکوتر بخر٬ بیا خونَمون٬ زود بيا
- چشم٬ خداحافظ
- قُبونِت٬ خدافظ

*******

la señorita Mohammadzadeh

Hola,
bien, gracias mi profesora.
como estas? estas bien?
es muy amable de tu parte,
¡hasta la vista.
un saludo cordial.
adiós.
(¡lo siento para mi errors)

لینک