PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   من٬ خدا٬ شيطان   

بابا جون٬ یادت میاد یه روز از دنی بودن دنیا با تو صحبت کردم؟ امروز میخوام یه جلوه دیگه دنیا رو به تو نشون بدم. سیمایی که اصلا به قشنگی شعرهای کودکانه نیست٬نقشی که وجود اونایی که هنوز وجود دارن رو میلرزونه. بابایی منو ببخش ولی اینها یه بخش کوچیکی از تفاوتها و غصه های دنیا و زندگیه٬ شاید با یادآوری این خاطرات بتونیم خیلی از اتفاقهای بزرگی رو ببینیم که از بس بزرگن هیچ وقت دیده نمیشن...


اختلاف طبقاتی٬ ظلم٬ فساد٬ تبعيض٬

مرفه٬ بيچاره٬

پولدار٬ بینوا٬

الهيه٬ حلبی آباد٬

برج سفيد٬ زباله دان٬

غصه تاخير پروژه٬ غم گرسنگی کودک٬
ژیگو٬ کشک
نیک٬ بد
بهشت٬ جهنم
تو٬ من٬

من, من
خدا, شیطان...

*****************
در يکی از چهارراههای شلوغ شهر٬ يک ماشين مدل  بالا با کودکی برخورد ميکند٬ برخورد اصلا شديد نبود ولی پدرِ ژنده پوشِ کودکِ خردسال مصرانه ميخواهد تا به بيمارستان بروند و کودک مورد معاينه قرار گيرد. شايد آن طفل برای اولین و آخرين بار ميتوانست در يک همچو ماشينی سوار شود٬ و نیز پدرش٬ خوشحال بود و سر مست که چه خوب شد تصادف کرد و دستانِ نوازشگرِ پدر که اینبار به طرز عجيبی سرد و لرزان و خيس از عرق بود. به بيمارستان رسيدند٬ پدر کودکش را به بغل گرفت...

بخش اورژانس...

کودک مرده است...
 پزشکی قانونی...

 علت مرگ: خفگی........................................................................

لینک