PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   و باز هم انتظار   

سلام٬ می دونم که اين شعر تکراريه و قبلا آوردمش ولی خوب حس ميکنم الان وقت نوشتن اون بود٬ اين شعر رو برای آقا سرودم. اميدوارم قبول کنه... 

 

«انتظار»

گوهر عالم بيا ای مفخر آدم بيا

زنده پنهان بيا ای صاحب عالم بيا

 

تو چراغی٬ شعله ای٬ دلها همه پروانه ات

من که ام يا حجتا؟ دنيا شده ديوانه ات

 

من شبم٬ ويرانی ام٬ خورشيد عالم تاب کو؟

صبح کو؟ فرياد کو؟ آن منجی بی تاب کو؟

 

کو منادی؟ کو نوای زنده فرياد ما؟

ختم عالم٬ عشق خاتم٬ شافع بيداد ما

 

ما همه کوريم کو دستانت ای عيسی؟ بيا

مار دل افزون شده٬ کو آن عصا؟ موسی بيا

 

يا خدا! محبوب ما تا کی پس آن پرده است؟

يار بی رخ در همه عالم کرا دل برده است؟

 

رود خون از چشم هر عاشق٬ خدا جاری شده

خواب ما کافی است يا رب! وقت بيداری شده

 

اين دعامان را اجابت کن و دلها شاد کن

شاد کن دلهای ما ويرانه ها آباد کن

 

وصل کن آن روح هستی را که شد از تن جدا

يا خدا  و  يا خدا  و  يا خدا  و  یا خدا...

"roohol"

لینک