PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   همجايه   

عجب زمونه ای شده٬ به جای اينکه ما حرف زدن يادت بديم بايد هی تلاش کنيم لغت جديد ياد بگيريم.

بله٬ بابايی قشنگ من از من «همجايه» خواست:

- می خوای بری خونه همسايه؟

- نه٬ همجايه

- خوب اين همجايه چيه؟

.

.

.

خلاصه باز هم به مدت يک هفته رفتيم تو خماری تا اينکه يک روز توی تلويزيون تبليغات «سرزمين عجايب» رو نشون داد و ايليا با شعف و شوق فراوان و با افتخار که يعنی خدا رو شکر که وسيله ای فراهم کرد که شما موجودات کندذهن رو توجيه کنم٬ در حاليکه چشماش از شوق و افتخار برق ميزد به تلويزيون اشاره کرد و گفت:همجايه...

لینک