PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم   

چشمانی دارم که از فرط حیرت، تاب گریستن ندارند و حنجره ای آبستن فریاد.

خفته ای را می مانم غرقه در کابوسی دهشتناک که هر چه تلاش می کنم فریاد برآورم صدایی از حنجره خسته ام بیرون نمی آید.

سوزشی در سینه سوخته ام دارم که هفت دریا را توان تسکینش نیست.

کاش توان گریستنم بود

کاش نای فریاد داشتم

کاش دستان قداره کشان دهانم را ندوخته بود و ای کاش گوش های شنوا می شنیدند این همه فریاد خاموشم را.

خدایا تنها به تو امید بسته ام، مرهمی بر دل دردمندمان نه که اگر این کلام نبود بی شک گرفتار اثم کبیره یأس میشدم:

<< الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم>>


لینک