PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

   یک داستان کوتاه از یک فیلسوف کوچک   

چند شب پیش، این داستان کوتاه رو توی کتاب "بنویسیم" ایلیا خوندم و با خوندن این قصه کوتاه و قشنگ، به قول ایلیا، صدام عوض شد.

یک داستان کوتاه از یک فیلسوف کوچک

این هم یک داستان دیگه هست که ایلیا نوشته، اون بخشی که هایلایت شده رو خانوم معلم نوشت و ایلیا باقی داستان رو اینجوری ادامه داد:

اینجا کلاردشته و این هم خود آقا ایلیا در معدود عکسهایی که میشه ایشون رو خندون دید:

ایلیا کلاردشت-سردابرود

لینک