PersianBlog | Free Templates | Blogs List

    وبلاگ | آرشیو | تماس

       

نميدونم اونايی که من رو ميشناسن باور ميکنن يا نه٬ بابايی oliera خسته شده.

نميدونم اين آزمايش الهی کِی ميخواد تموم شه...

خيلی خسته ام...

(I'm confused)

خدايا شکرت ولی به جون خودت داری زيادی تند ميری...*

رفقا٬ برای سلامتی دو تا مريض دعا کنيد...

ديشب ايليا ميگفت: خدايا! پای بابايی خوب شه

 

 

* با اجازهء سنگ صبور٬ خيلی اين قسم رو دوست دارم

لینک
   گرگ   

هميشه راحت اعتماد ميکنم مثل تو بابايي.
آخه اصلا نميتونم همه آدما رو بد بدونم. همه خوبن... ولي خوب از مردان ستون حوادث نميشه گذشت اما اونها هم....

اصلا ميخوام يه قصه چوچوکويو (به زبون خودت ميشه کوچولو) برات بگم که فکر ميکنم 13-12 سال پيش نوشتمش. اميدوارم فراموشش نکرده باشم. اگر بعضي جاهاش هم ديدي که يه جوراييه ناراحت نشو. آخه اونوقتا هيچ کس به من نميگفت نويسنده...

 ***********************************************

ياري را ديدم٬
گفتمش: چه کنم تا در جوار نيکان قرار گيرم؟
گفت: دست نوازش از سرِ گرگ بر مدار.
پرسيدم: چرا گرگ؟!
مکثي کرد٬ پرسيد: کدام را بيش از سايرين دوست داري؟
گفتم اسب؛
- و پس از آن؟
- کبوتر؛
- و ديگر؟
.
.
.
سوءال بسيار کرد و جواب- گوناگون شنيد اما "گرگ" نشنيد.
گفت: هر آنچه آرام ديدي گفتي ولي از اينهمه نامي از گرگ نبردي!
گفتم: گرگ "گرگ" است!
گفت: عار نيست؛
گفتم: لايق نوازش نيست؛
گفت: لياقتش بيش از باقي است؛
گفتم: گرگ درنده است؛
گفت: گرگ درنده شد؛
گفتم: گرگ درنده بود؛
گفت: گرگ "گرگ" بود؛
پرسيدم: آخر چه؟
پاسخ کمي سکوت بود و اين کلام:


گرگ "گرگ" بود نوازش نديد "گرگ" شد...

 

oliera, خيلي وقت پيش

لینک
   ميخوام بخوابم   

ديروز صبح ايليا اولين روز مهدکودکش بود و وقتی مامانش ميخواست بيدارش کنه گفت: نه٬ ميخام بخوابم.... بعد هم دستاشو گذاشت زير صورتش و به پهلوی راست خوابيد و پاهاشو جمع کرد تو شکمش (درست همون جور که من از خواب بيدار نميشم)

*******************************

ديروز عصر من زودتر رفتم مهدکودک دنبال ايليا و باز هم من و ايليا براي چند ساعت با هم تنها بوديم. ايليا خوابيد و من با اينکه در حد مرگ خسته بودم نتونستم بخوابم و تا خواستم بخوابم ايليا بيدار شد. از فرط خواب سرگيجه داشتم...
- ايليا بخواب
- باشه٬ آب ميخوام
جنازم رو از روي تخت بلند کردم و رفتم آب خنک آوردم٬
- حالا بخواب پسرم
- نه نميخوام
- پس اجازه بده من بخوابم
- اجازه نميدم٬ پاشو بريم بازي کنيم٬ پاشو
- يه کوچولو بخوابم٬ ساعت رو نگاه کن ساعت هفت که شد بيدار ميشم٬ تو رو خدا فقط ده دقيقه٬ هفت بيدارميشم
- پاشو٬ هفت شد٬ ساعت هفته
- ايليا! اين بستني زمستوني رو ميدم بهت به شرطي که اجازه بدي بخوابم٬ باشه؟ اجازه ميدي؟
- بستني زمستون بده
- خوب حالا من بخوابم
- نه نخواب٬ پاشو بازي کنيم
- اِ اِ اِ , من که بستني زمستوني بهت دادم
- من مسواک کردم بابا بهم بستني زمستون داد*
- نه٬ اون بستني رو بهت دادم که اجازه بدي بخوابم
- نه اجازه نميدم
- همين جا بخوابم٬ کنار تو
- نه٬ عرق ميکني٬ مريض ميشی٬ نخواب٬ من دوسِت دارم**
.
.
.
با خودم گفتم صبر ميکنم مامانش بياد بهش ميگم مواظب ايليا باش من يه ده دقيقه بخوابم
مامان ايلي هم خسته تر از من اومد و بهم گفت:
- من دارم ميميرم از خستگي٬ مواظب ايليا باش من يه ده دقيقه بخوابم

 

* من برای تشويق ايليا بعد از کارای خوب (مثل مسواک کردن و جيش کردن) بهش جايزه ميدم (اصل پاولف)

**  (اينو تازه ياد گرفته و آخرين تير ترکششه وقتي من در برابر خواستش زياد مقاومت کنم ميگه آخه من دوسِت دارم)

*******************************

مربي ايليا به مامان ايليا گفت: چقدر باباي ايليا خوبه... انگار تو عالم بچگي مونده يا بچه بودن يادش نرفته...  وقتي با ايلي بازي ميکنه اندازه ايلي کوچيک ميشه...


اگر خودم اونجا بودم بهش ميگفتم کاش ميشد هممون اندازه ايلي کوچيک باشيم٬ به همون بزرگواري...


 

لینک
   وقتی مامان خونه نبود   

*دیروز مامان ایلیا خونه نبود و من و ایلیا برای چند ساعت با هم خونه بودیم و هر کاری خواستيم کرديم٬ خونه ما خیلی شبیه میدون جنگ شده.
ایلیا سرما خورده و دکتر اجازه استحمام بهش نداد ولی دیروز که مامانی نبود من و ایلی رفتیم حموم و یک ساعت آببازی کردیم و یک ساعت از ته دل خندیدیم (فقط یه بار که می خواستم سر ایلیا رو با شامپو بشورم عصبانی شد)


*امروز صبح هم ایلیا زودتر از من بیدار شد و باز هم دیر به شرکت رسیدم.

 

*تلفن:
- سلام بابايی
- سلام٬ خوبی؟ بیا خونمون
- بابا چی میخوای؟
- نوشمک بخر٬ شانسی بخر٬ لُپ لُپ بخر٬ اسکوتر بخر٬ بیا خونَمون٬ زود بيا
- چشم٬ خداحافظ
- قُبونِت٬ خدافظ

*******

la señorita Mohammadzadeh

Hola,
bien, gracias mi profesora.
como estas? estas bien?
es muy amable de tu parte,
¡hasta la vista.
un saludo cordial.
adiós.
(¡lo siento para mi errors)

لینک